چای چیست و چه معنا و مفهومی در کشورهای شرقی و چین دارد؟

متن زیر تحلیلی از یک استاد چای در چین است. همانطور که میدانید پیدایش و خواستگاه چای در کشور چین بوده است. چای همواره برای چینی ها فلسفه و معنای عمیقی دارد به همین دلیل به آداب و رسوم و فرهنگ آنها گره خورده است. برای نوشیدن چای در چین مراسم های گوناگونی برپاست. میتوان این مراسم ها را به گره خوردن مفهوم چای با آگاهی، زندگی کردن در لحظه، خودآگاهی و هوشیاری نسبت داد. فرهنگ عرفانی شرق بسیار غنی و پر از مفاهیم فلسفی مرتبط با خودآگاهیست. میتوان گفت که چای در چین مظهری از این مفاهیم به شمار می آید.

چای چیست و چه فلسفه ای دارد؟

اگر این قسمت را می خوانید ، ممکن است با صدای بلند بخندید. چه کسی نمی داند چای چیست! همه در دنیا از چای و نحوه نوشیدن آن اطلاع دارند ، درست است؟ من کی هستم که تعریف معتبری از چای ارائه می دهم؟

بله ، درست است ، بیشتر مردم در این دنیا چای می نوشند. حتی یک بچه می داند چای چیست. من به عنوان یک فرد بومی چینی ، به ویژه خانواده ای که فرهنگ سنتی را ارج می نهند ، دیدم که از یک طرف ، چای در سراسر جهان بسیار شناخته شده است. از طرف دیگر ، به سختی کسی حتی به معنای عمیق تر چای ، حتی بسیاری از مردم چین ، پرداخته است.

تعریف چای در ذهن شما چیست؟ یک برگ؟ یک نوشیدنی؟ دارویی؟ بله ، هر یک از اینها درست و درست است. وقتی چای را تعریف می کنم ، دوست دارم از تفکر شرقی و غربی استفاده کنم.

از آنجا که علم غربی بسیار رایج شده است ، مردم ترجیح می دهند هنگام تفکر درباره چیزها از آن روش منطقی استفاده کنند. در اینجا یک مثال آورده شده است:

راه “منطقی” فهمیدن چیزی “کشتن” آن ، سپس کالبدشکافی است تا بتوانید هر قسمت را جداگانه درک کنید ، و سپس همه را کنار هم قرار دهید و ببینید که چگونه هر قطعه جداگانه با هم در یک سیستم کار می کند. با دنبال کردن این روند ، ما سعی می کنیم زندگی را که قبلاً قبل از حضور در آنجا بوده است ، از نو بسازیم. بیایید یک موضوع خاص را برای توضیح بیشتر توضیح دهیم:

در علم پزشکی سنتی چین ، طب سوزنی  یک روش درمانی شناخته شده است. برای هزاران سال ، طب سوزنی اصلی ترین روش برای درمان و تعادل انرژی در شرق بود. ورزش های رزمی مانند تای چی (چی به طور معمول با نام های چی (چی) و چی (چی) گونگ نیز شناخته می شود که به عنوان تمرینات و تمرینات انرژی که Qi (چی) را از طریق سیستم انرژی بدن حرکت می دهد ، تکامل یافته است. از این تئوری برای سلامتی هزاران سال در شرق استفاده شده است.

دامنه کاربردهای طب سوزنی در غرب به آرامی رشد کرده است ، احتمالاً به دلیل اعتقاد به این که هیچ پایه علمی ندارد. اما جالب است که در سال ۲۰۱۶ ، دانشمندان تایید کردند که مریدین ها در بدن ما وجود دارد:

دانشمندان کره ای که در حال مطالعه طب شرقی با روش های بیوفیزیکی هستند ، یک رنگ مخصوص رنگ آمیزی تزریق کردند که مریدین ها را رنگ می کرد. با تزریق رنگ بر روی نقاط طب سوزنی ، آنها قادر به دیدن خطوط نازک بودند. اینها در مکانهای غیر طب سوزنی که هیچ مریدینی وجود ندارد ، نشان داده نمی شوند. محققان کشف کردند که خطوط مریدین فقط به پوست محدود نمی شوند ، بلکه در واقع یک سیستم مجرای بتونی هستند که از طریق آن مایع جریان می یابد و این مایع جمع می شود و سلولهای بنیادی را تشکیل می دهد.

“پیش از این ، دانشمندان از ترکیبی از تکنیک های تصویربرداری و سی تی اسکن برای مشاهده نقاط متمرکز ساختارهای رگ عروقی استفاده کردند که به وضوح با نقشه نقاط طب سوزنی ایجاد شده توسط پزشکان انرژی چینی در دوران باستان مطابقت دارد. در مطالعه ای که در مجله طیف سنجی الکترونی و پدیده های مرتبط منتشر شد ، محققان از تصویربرداری CT کنتراست با اشعه در نقاط غیر طب سوزنی و نقاط طب سوزنی استفاده کردند. سی تی اسکن تمایزهای واضحی را بین ساختار آناتومیکی نقطه غیر طب سوزنی و نقطه طب سوزنی نشان داد. ”

بنابراین این یک سئوال را به وجود می آورد: چگونه مردم باستان چینی می دانستند که مریدین ها در بدن ما وجود دارد بدون فناوری پیشرفته ای که در دوران مدرن وجود دارد؟

من فکر می کنم که به عنوان یک فرد چینی سنتی پاسخ این سال بسیار آسان است: همانطور که در بالا توضیح دادم ، روش “منطقی” غربی برای درک چیزی “کشتن” آن است (یا دیدن داخل آن) ، بنابراین آنها باید یک چیز را کالبدشکافی کنند یا وارد آن شوند ، آن را به قطعات تقسیم کنند ، آن را قطعه قطعه درک کنند ، سپس همه چیز را دوباره ترکیب کنند تا چیزی جدید را بسازند.

اما در دنیای شرقی ، طرز تفکر متفاوتی غالب است: احساس چیزهای کلی از اهمیت بیشتری نسبت به قطع آن برای مشاهده جداگانه قطعات برخوردار است. ما به ویژه چیزی را که می خواهیم بدانیم به صورت واقعی می خواهیم تا بتوانیم آن را به طور کامل احساس کنیم. ما از نیروی خارجی برای لمس یا تداخل در آن استفاده نمی کنیم. با پیروی از این اصل ، در واقع می توانیم اطلاعات جامع تری در مورد چیزهایی که سعی در درک آنها داریم بدست آوریم.

بنابراین به سوال اصلی برگردیم: چای چیست؟

چای فقط چیزی نیست که می توانید آن را بنوشید یا با آن تجارت کنید. در عمیق ترین سطح خود ، چای یک روش تفکر است. این روشی برای کمک به شما در احساس چیزهایی است که می خواهید درک کنید ، و به شما کمک می کند چیزها را خیلی عمیق تر و مستقیم تر بدون نیاز به تخریب آن درک کنید. و به شما خواهد آموخت که فقط دیدن یک چیز برای درک درست آن کافی نیست. این به شما می آموزد که چگونه چیزهایی را که می خواهید درک کنید با درک مستقیم همه چیز احساس کنید. از این منظر ، شما چیزها را از زاویه دیگری می بینید و چیزها را به روشی جدید ، بلکه به صورت جامع تر ، احساس خواهید کرد.